پرنسس دیاناپرنسس دیانا، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره

دیانا;مسافر زیبای پاییز

مهمون داری

1393/3/27 9:27
نویسنده : مامان
339 بازدید
اشتراک گذاری

دوشنبه  شب بابا امیر، مامان نرگس همراه با خانواده عمه مریم شام مهمون خونه ما بودن.چون مهمونی قبلیمون واسه ناهار بود،یه ذره دلواپس بودم که خانم طلا نکنه امشب خسته بشه و من هم کمتر وقت رسیدگی بهشو داشته باشم.ولی دیانا جونم گل تر  از همیشه باز هم مامانو شرمنده خانمیش کرد.تو طول روز وقتی که میخوابوندمش به آشپزی مشغول میشدم.وقتی بیدار میشد باهاش بازی میکردم وغذا و شیرشو میدادم. راستی!دختر مامان خدارو شکر اشتهاش بهتر شده و راحتتر غذاهاشو میخوره.مخصوصا سوپ مخصوص سر آشپز(مامان ملیحه)خیلی دوست داره و چنان با لذت با لبهاش ملچ ملوچ میکنه که مامان میخواد با اون سرو صورت کثیفش هم بخورتش. ولی همچنان با آب خوردن مشکل داری و هیچ تمایلی از خودت نشون نمیدی مگر آخر شب که اونقدر تشنه میشی که توان مقاومت نداری و بعضی وقتها در جا 40سی سی آب میخوری.من هم چون دوست ندارم به زور وادار به خوردنت کنم صبر میکنم تا خودت تمایل نشون بدی.امیدوارم این مشکل هم با گذشت زمان بهتر شه.

پسندها (3)

نظرات (2)

ابجی سجا
2 تیر 93 22:45
تمنا دارم از آسمان که اگر حتی قطره ای خوشبختی از آسمان بارید، بر گونه ی تو باشد
مامان
پاسخ
به به....... چه زيبا آبجي سجا
عمه جون
5 تیر 93 10:48
عزیزم .دیشب با تمام دلواپسی که برای آخرین امتحانم داشتم ؛اما به خاطر دیدن روی ماهت درس و کتاب و کنار گذاشتم و به دیدنت اومدم .خودت نمی دونی چقدر خوشمزه ای .مامان و بابا واقعا تو زحمت افتادن . مخصوصا مامان که شام خوشمزه ای رو تدارک دیده بود . خیلی بهمون خوش گذشت . تا می تونستم به اندازه چند وقتی که ازت دورم بوسیدمت و بغلت کردم . مهربونم دوستت دارم ... منتظر عکسهای جدیدت تو وبلاگ هستم .ملیحه جون مهدی جان ! واقعا زحمت کشیدید...امیدواریم به زودی ببینمتون.
مامان
پاسخ
[خواهش میکنم عمه جون.ما که کاری نکرده بودیم.وظیفمون بود زودتر از اینها در خدمتتون باشیم ولی به خاطر مشغله ی بچه داری به تعویق افتاد.شما هم زحمت کشیدید که تو اون شرایط تشریف آوردید.از طرف ما پسر خوشگلتونو با اون موهای خوشگل طلایی ببوسید]