ناگفته های من و دخترکم
دیانای عزیزم! خانم کوچولوی خونه ما! ببخشید که خیلی وقته فرصت نوشتن خاطراتتو نداشتم. از اول مهر محل کار مامان تغییر کرد و دوباره برگشتم همون درمونگاهی که از سالها قبل و قبل از به دنیا اومدن شما فرشته کوچولو اونجا کار میکردم.اینجا با محل کار قبلیم خیلی تفاوت داره مهمترین فرقش شلوغی اینجاست که وقت خوردن یه استکان چای هم ندارم واسه همینه که نتونستم بیام به وب دخترکم سر بزنم و خاطراتشو بنویسم. بابا مهدی هنوز تهران رفت و آمد میکنه از اول مهر محمد مهدی وارد پیش دبستانی شد و خاله زهرا هر روز صبح که مهدی رو روانه مدرسه میکنه میاد خونه ما و پیش شما میمونه.خدارو شکر دیگه واسه جابجا کردن شما با کالسکه و...مثل قبل دیگه مشکلی ندارم. ...
نویسنده :
مامان
15:19








