پرنسس دیاناپرنسس دیانا، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 14 روز سن داره

دیانا;مسافر زیبای پاییز

ناگفته های من و دخترکم

دیانای عزیزم! خانم کوچولوی خونه ما! ببخشید که خیلی وقته فرصت نوشتن خاطراتتو نداشتم. از اول مهر محل کار مامان تغییر کرد و دوباره برگشتم همون درمونگاهی که از سالها قبل و قبل از به دنیا اومدن شما فرشته کوچولو اونجا کار میکردم.اینجا با محل کار قبلیم خیلی تفاوت داره مهمترین فرقش شلوغی اینجاست که وقت خوردن یه استکان چای هم ندارم واسه همینه که نتونستم بیام به وب دخترکم سر بزنم و خاطراتشو بنویسم. بابا مهدی هنوز تهران رفت و آمد میکنه از اول مهر محمد مهدی وارد پیش دبستانی شد و خاله زهرا هر روز صبح که مهدی رو روانه مدرسه میکنه میاد خونه ما و پیش شما میمونه.خدارو شکر دیگه واسه جابجا کردن شما با کالسکه و...مثل قبل دیگه مشکلی ندارم. ...
9 آبان 1394

خاطرات داغ تابستانه....

جمعه هفته پیش تولد محمد مهدی بود.شما هم که عاشق دیدن هانیه خانم و سروش(به قول خودت سوشی) هستی و با دیدشون حسابی خوشحال شدی وقتی  دایی مرتضی برنامه موزیک و رقص نورو ردیف کرد حسابی با مهدی و هانیه رقصیدی.بعضی وقتها به جای رقص حواست میرفت به سمت نقاط نورانی که با رقص نور روی فرش میوفتاد و خم میشدی و خودتو رو فرش مینداختی تا بگیریشون موقع شمع فوت کردن و برش کیک هم که شد تا میدیدی همه ساکت شدن شروع میکردی به دست زدن و آهنگ تولد تولد تولدت مبالا!!!خوندن سه روز پیش برای شرکت تو عروسی فریبا جون دختر خاله بابا مهدی عازم سفر به اصفهان شدیم.تو راه دختر خیلی خوبی بودی و مامان و بابا رو...
21 شهريور 1394