اندر احوالات ما
با سلام و آرزوی قبولی طاعلات و عبادات همه دوستان عزیز و مهربونم این روزها با وجود گرمای شدید هوا و ماه رمضان حسابی اوضاع سختی رو دارم.با اینکه امسال هم نتونستم روزه بگیرم ولی اینجا به قدری هوا گرمه که حتی بیرون رفتن معمولی هم آدمو کلافه میکنه.بابا مهدی هم مدتی هستش که واسه کار به تهران رفت و آمد میکنه و همه مسئولیت زندگی و بردن و آوردن شما بر عهده منه.واسه همین مجبورم صبحها زودتر از همیشه بیدار شم و شمارو با کالسکه ببرم خونه خاله.خوشبختانه خونه خاله زهرا چهار پنج تا خونه باهامون فاصله داره و چون زود میرسیم خدارو شکر از خواب بیدار نمیشی.بعدش سریع میرم پیاده روی تا اگه خدا بخواد از این اضافه وزن نجات پیدا کنم.چون دلم نمیاد...
نویسنده :
مامان
12:00












